پدرم عكس پدربزرگ را قاب كرد، زد بالاي بخاري. عصا و كلاهش را هم گذاشت كنار عكس. پدربزرگ از توي عكس به كلاهش نگاه ميكرد و حرص ميخورد. چون كلاهش خاكي بود رفتم كلاه را برداشتم كه مثل پدربزرگ با سرآستينم آن را پاك كنم.يكدفعه جلال با مشت زد توي كمرم، گفت: دست نزن، مگر مال توست؟
با بغض گفتم...
بچههاي مهربان و كتابدوست! اينها كه در بالا خوانديد، بخشي از كتاب «پدربزرگ همه چيز را نگفته بود» است كه محمدمهدي رسولي آن را نوشته و خودش هم تصويرگري آن را انجام داده است. انتشارات كتاب نيستان اين كتاب را در شمارگان 2200 نسخه و با قيمت 2000 تومان منتشر كرده است. اگر دوست داريد ماجراي عكس سهنفره پدربزرگ را بدانيد، پيشنهاد مي دهيم اين كتاب را بخوانيد.
برچسبها: کتاب, معرفی کتاب, کتاب کودک, کتاب داستان
+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه بیست و نهم بهمن 1390 و ساعت
22:1 |
